پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم؛ پیش از آنکه پرده فرو افتد؛ پیش از پژمردن آخرین گل؛ برآنم که زندگی کنم، برآنم که عشق بورزم، برآنم که باشم در این جهان ظلمانی در این روزگار سرشار از فجایع در این دنیای پر از کینه؛ نزد کسانی که نیازمند منند و کسانی که نیازمند ایشانم؛ کسانی که ستایش‌انگیزند تا دریابم، شگفتی کنم، باز شناسم که‌ام؟ که می‌توانم باشم؟ که می‌خواهم باشم؟ تا روزها بی‌ثمر نماند، ساعتها جان یابند، لحظه‌ها گرانبار شود هنگامی که می‌خندم، هنگامی که می‌گریم، هنگامی که لب فرو می‌بندم؛ در سفرم بسوی تو، بسوی خود، بسوی خدا که راهی است ناشناخته، پرخار، ناهموار؛ راهی که باري بر آن گام می‌گذارم و سر بازگشت ندارم، بی‌آنکه دیده باشم شکوفایی گلها را، بی‌آنکه شنیده باشم حروش رودها را، بی‌آنکه به شگفت درآیم از زیبایی حیات. اکنون می‌توانم به راه افتم، اکنون می‌توانم بگویم که زندگی کرده‌ام...

 موسیقی محلی مازندران (9)

نوروز در نواهای مازندرانی جایگاهی ممتاز دارد. نوروزخوانی یکی از این جلوه هاست. در ترانه بهارانه که با صدای استاد علیزاده توسط گروه شواش اجرا شده است شور و حال بهار هویداست. همنوازان این کار عبارتند از: کمانچه :محسن پور-فضل اله دهقان -محسن محمدی کمانچه بم :ولی زاغی دوتار: نصیرشیردل -مسلم فهیمی دوتاربم :نصیرشیردل لله وا:نوراله علیزاده -جمال محمدی - دهل :بهمنیارشریفی نقاره :بهمنیارشریفی -عبادمحمدی دف :عارف هنری کار -جلال محمدی

از شنیدن ترانه بهارانه لذت ببرید