دكاني كه نهاد شد (نگاهي به نهاد شهر كتاب)
سالانه دهها كتابفروشي به راه ميافتد و صاحبانشان به داد و ستد كتاب ميپردازند اما راهاندازي «فروشگاه مركزي شهر كتاب» در سال 89 نقطه عطفي در اين بازار است. نقطهاي كه تعريف «كتابفروشي» را دگرگون كرده است و «دكّان» را به «نهاد» مبدّل.
ادعاي «نقطه عطف در بازار كتاب» بس بزرگ است و محتاج نشانه و ادلّه. چراكه مخاطبان بدون اندكي درنگ، ميپرسند: اين مجموعه فرهنگي جديدالتاسيس بر چه فلسفهاي شكل گرفته و كالبدش بر چه چارچوبي استوار است و سيمايش چه رنگ و لعابي دارد كه خالقان آن مدعي هستند: «كاري است؛ كارستان»؟!
***
آن ايام كه در برخي محلات اتاقكي بنا ميشد و مردي كهنسال بر چهارپايهاي مينشست و گرداگردش را كتابهاي گرد و غبار گرفته پر كرده بود؛ كتابفروشي يك «دكّان» بود.
توسعه شهرنشيني به سراغ اين دكّان هم آمد و غبارها از روي كتابها پاك شد و همچون ديگر صنفها، كتابفروشان هم تمركز يافتند و از حرفهاي تفنّني يا ثانويه، خارج شدند و شغل اول و آخرشان شد. از سوي ديگر، بورس كتابفروشي در ابتداي خيابان انقلاب تهران برپا شد و گردهم آمدند.
بار ديگر، پس از جنگ بازسازي و تحولي ديگر در اين عرصه رخ داد و در كنار تمركز، «تكثر» متحدالشكل هم ظهور يافت. «موسسه شهر كتاب» به عنوان موسسهاي مستقل و غيردولتي متولد شد تا دسترسي به خريد كتاب را آسان و هر محله را صاحب كتابفروشي كند؛ البته نه همچون «دكّان» سابق. بلكه آن اصلاحات گذشته در بازار كتاب پا بر جا ماند و فقط كتابفروشيهايي شبيه به كتابفروشيهاي انقلاب، در سرتاسر تهران ديده شد. دسترسي آسان به خريد كتاب، وسعت محل فروش، تنوع و جامعيت نسبي عناوين كتابها كنار عرضه برخي محصولات فرهنگي از مميزههاي شعبههاي شهر كتاب بود. اين كتابفروشيها ديگر همچون همتايان گذشته خود نبودند؛ غبارها بر سيماي كتابها ديده نميشد، عناوين فقط بر اساس سليقه صاحبان كتابفروشيها تعيين نميشد، مكانشان كوچك و پاتوق رفقاي صاحب مغازه نبود و البته در يك محل هم تجميع نشدند. بلكه فروشگاهي براي اهالي فرهنگ هر منطقه بود تا نيازهاي فرهنگي خود را برطرف كنند. از اين رو، چينش و گزينش كالاها بر اساس نيازسنجي از اهالي منطقه صورت ميگرفت.
اكنون با توجه به تجربه 15 ساله موسسه شهر كتاب، فروشگاهي طراحي و برپا ميشود كه گامي ديگر در عرصه تحول در بازار كتاب برداشته شده است. اين بار، تمامي ويژگيهاي مثبت در تاريخچه كتابفروشيها به كار ميآيد و بر آن، برنامههاي ديگر افزوده ميشود تا اين مجموعه «نهاد» شود.
***
فروشگاه مركزي شهر كتاب را ميتوان يك «نهاد فرهنگي» ناميد؛ چراكه:
1- پاسخگوي تمامي نيازهاي مخاطبان با توجه به تنوع سليقه، سن، دانش، تحصيلات و علايق است. در يك نهاد ميتوان همه اين نيازها را برآورده كرد و آنان را زير يك چتر قرار داد.
2- اين فروشگاه فقط محلي براي خريد كتاب يا كالاهاي فرهنگي نيست، بلكه مكاني نيز براي سرگرمي، تفريح، گفتوگوهاي دوستانه يا خانوادگي، نمايش و عرضه آثار هنري و موزهاي براي آثار قديمي مكتوب است. همچنين بخشهايي رفاهي براي ساعتها حضور مخاطبان، در نظر گرفته شده است. در يك نهاد ميتوان مجموعه فعاليتها را به تصوير كشيد و فرهنگ را در سه بعد به نمايش گذاشت.
3- راهاندازي اين فروشگاه، همچون برخي كتابفروشيها تفنني نيست، بلكه ميتواند با نگرشي اقتصادي قابل توجيه باشد و از آيندهاي سودآور نويد دهد. اينگونه است كه قابليت نهاد شدن را دارد، والا نهادي كه بدون پشتوانه مستقل اقتصادي گام بر دارد، پس از مدتي رو به افول و نابودي خواهد رفت. نهاد بايد داراي ثبات اقتصادي باشد كه اين فروشگاه اينگونه است و توانسته يا ميتواند سطح يك كتابفروشي عادي را به يك نهاد اقتصادي ارتقاء دهد.
4- نهاد قدرتمند و اصيل خانواده همواره براي ثبات، تكامل و ارتقاي فرهنگي و علمي نيازمند نهادهاي ديگر؛ همچون نهاد مدرسه، نهاد مذهب و... است. اين فروشگاه ميتواند نهادي جذاب و تحولآفرين و از سوي ديگر، كانوني براي گفتوگو ميان اعضاي خانواده باشد. اطلاعات فرهنگي نهفته در آن، عاملي جهت نزديك شدن اعضاي خانواده به يكديگر و پر كردن شكاف نسلي ميشود. مجموعه اطلاعات درباره كتابها و كالاهاي فرهنگي (به عنوان بستر تئوريك تمامي حوزهها) ميتواند محور مشتركي براي گفتوگو ميان نسل پدربزرگها و مادربزرگها تا نوهها باشد و جهت تحكيم نظام فرهنگي خانوادهها به كار آيد و ميداني جديد براي همگرايي ميان آنان فراهم كند.
***
فروشگاه مركزي شهر كتاب نهتنها در ساختار سازماني كتابفروشيها تحولآفرين است و تاريخچه اين بازار را با نقطه عطفي ديگر روبرو كرده است، بلكه در ظاهر و نما هم توانسته نو و خلاقانه به نظر رسد تا نتايج ذكرشده را تقويت كند. جذابيت بصري و استفاده از دكوراسيون زيبا و همچنين بهكارگيري استانداردهاي جهاني در عرضه كتاب مشخصههايي است كه خود سرفصل جديدي را ميطلبد و بيشتر با حضور در آن يا مشاهده گزارشهاي تصويري قابل ارزيابي است. اين ويژگيها به همراه تنوع كالاها و طبقهبندي منظم آن (كتابهاي بزرگسالان، كتابهاي داخلي و خارجي، كتابها و كالاهاي آموزشي-تفريحي كودك و نوجوان، نوشتافزارها، كالاهاي شنيداري و ديداري و ...) ميزان رشد و تثبيت اين نهاد نوپا را شتاب ميبخشد و اعضا و مخاطبان آن را گسترده ميكند.
اكنون ميتوان بر اين گزاره پاي فشرد كه فروشگاه مركزي شهر كتاب خالق نقطه عطفي در بازار كتاب است و ميتواند الگويي موفق و موثر براي آتيه اين عرصه باشد. (شهر كتاب از نگاه فريد مدرسي)