شايسته سالاري در سيره امام علي(ع)

امام علي(ع) اين بزرگ تربيت يافته مكتب نيز هم در گفتار و هم در رفتار خويش بر اين ويژگي تأكيد خاصي داشت.
حضرت در سخني فرمود : «ايّها النّاس ان احقّ النّاس بهذا الامر اقواهم عليه و اعلمهم بامر الله فيه...؛ اي مردم همانا سزاوارترين مردم به امر خلافت و رهبري امت تواناترين بر اداره آن و داناترين به فرمان خداوند در فهم مسايل مي‏باشد.»
از اين روايت بايد معيار را استنباط كرد كه در تمامي مسايل مربوط به حكومت از صدر كه رهبري امت است تا ذيل و پايين‏ترين مسؤوليت‏ها بايد پيوسته شايستگي محور باشد.

در سخني ديگر فرمود: «من احسن الكفاية استحق الولاية؛ آن كس كه درست از عهده اداره امور برآيد شايستگي رهبري بر امّت را دارد.»

معيارهاي انتخاب كارگزاران

يكي از عواملي كه مي‏توانست به اهداف حضرت علي (ع) در تحقق جامعه مطلوب خويش كمك نمايد، انتخاب كارگزاران شايسته و صالح بود و همان گونه كه پيشتر اشاره شد، اين امر يكي از اصول مهم مديريت ايشان به شمار مي‏رفت. با تأمل در سخنان حضرت در نهج‏البلاغه مشخص مي‏شود كه او در انتخاب كارگزاران حكومت دقت لازم را به عمل مي‏آورده و متناسب با نوع مسؤوليت و وظيفه، ملاك و معيارهايي را در نظر مي‏گرفته است. سپس به كارگزاران عالي‏رتبه خود نيز معيارهاي لازم را در انتخاب عناصر تحت امر، توصيه مي‏نموده است.

امام علي (ع)، كارگزاران خود را در مسؤوليت‏هاي مختلف سياسي، نظامي، مالي، اداري، قضايي و ... بر اساس شاخصه‏هايي متناسب با سمت آنان انتخاب مي‏كرد. علاوه بر معيارهاي يكي از عواملي كه مي‏توانست به اهداف حضرت علي (ع) در تحقق جامعه مطلوب خويش كمك نمايد، انتخاب كارگزاران شايسته و صالح بود و همان گونه كه پيشتر اشاره شد، اين امر يكي از اصول مهم مديريت ايشان به شمار مي‏رفت. با تأمل در سخنان حضرت در نهج‏البلاغه مشخص مي‏شود كه او در انتخاب كارگزاران حكومت دقت لازم را به يكي از عواملي كه مي‏توانست به اهداف حضرت علي (ع) در تحقق جامعه مطلوب خويش كمك نمايد، انتخاب كارگزاران شايسته و صالح بود و همان گونه كه پيشتر اشاره شد، اين امر يكي از اصول مهم مديريت ايشان به شمار مي‏رفت. با تأمل در سخنان حضرت در مصر، ذكر شده است:

1- خيرخواهي نسبت به رهبر و امام جامعه،

2- صلابت و قدرت مقابله در برابر دشمن و عدم مسامحه و سازش با مخالفان،

3- توانايي لازم براي انجام مسؤوليت.

در بيان ويژگي‏هاي محمد بن‏ابي‏بكر نيز معيارهايي مانند خيرخواهي، تلاش و كوشش، شجاعت و توانايي، قدرت دفاع و پاسداري را نام برده است. در نامه‏اي ديگر به مردم مصر، آنگاه كه مالك اشتر را به سوي آنها اعزام مي‏نمايد، او را با ويژگي‏هايي توصيف نموده و همان موارد را از معيارهاي انتخاب وي براي وظيفه ولايتداري برشمرده است از جمله:

1- محافظت و حراست از مسؤوليت (تعهد و احساس مسؤوليت)،

2- كوشا و فعال بودن،

3- شجاعت و نترسيدن از دشمن،

4- صلابت و شجاعت بر بدكاران،

5- قاطعيت و برندگي در امور،

6- اطاعت از رهبري و امام جامعه،

7- خيرخواه مردم بودن،

8- بر معيار حق عمل نمودن (حق‏گرايي)،

9- برخورداري از تدبير و قدرت حل مشكلات

براي دستيابي به آنچه كه به عنوان اهداف حكومت اسلامي و علوي برشمرديم، لازم است مناصب بر اساس لياقت و شايستگي تقسيم شود و مسؤولان و كارگزاران حكومت، با كفايت ترين و خدمتگزارترين افراد باشند. چنين حكومتي، به آرمانهاي خود سريعتر دست مي يابد. امام علي(ع) مي فرمايد:

"و لا تقبلنّ في استعمال عُمّالك و اُمرائك شفاعة اِلّا شفاعَة الكفاية و الاَمانة؛

در گزينش كاركنان و فرمانروايانت، شفاعت و وساطت كسي را مپذير، مگر شفاعت شايستگي و امانتداري آنها".

امام(ع) در عهدنامه مالك، توصيه مي نمايد كارمندان، پس از آزمايش و امتحان و نه ميل و استبداد، به كار گمارده شوند و از ميان آنها افرادي كه با تجربه تر و پاكتر و پيشگامتر در اسلامند، گزينش گردند. از نظر امام(ع) سزاوارترين كس به خلافت، تواناترين و داناترين آنها به فرمان خدا است. و افراد، در صورتي كه شايسته تر از آنها وجود داشته باشد، حق ندارند خود را مقدم كنند، همچنان كه پيامبر(ص) مي فرمايد:

"من تقدم علي قوم من المسلمين و هو يَري اَنَّ فيهم مَن هو اَفضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمين؛

هر كس خود را بر ديگر مسلمانان مقدم كند در حالي كه در ميان آنها افراد شايسته تري وجود دارد، به خدا و پيامبر و مسلمانان خيانت كرده است".

بديهي است كفايت و شايستگي كارگزاران حكومت باعث جلب اعتماد و همكاري صميمانه مردم با حكومت خواهد گرديد و بدين ترتيب تعامل مستحكم و مترقي حكومت و مردم، زمينه بالندگي و رشد اجتماع و ثبات بيشتر حكومت را سبب خواهد شد و مردم را به سوي آرمانهاي متعالي رهنمون خواهد ساخت.

اصول شايسته سالاري در حکومت علوي

 در حکومت علوی يک کارگزار علاوه بر تعهدوايمان بايد از دانش وبينش کافی برای انجام کاری که به عهده او نهاده شده برخوردار باشد. در غير اينصورت بايد آن مسئوليت از او گرفته شودومسئوليت آسانتری به اوسپرده شود مگر اينکه فرد شايسته تر از او يافت نشود .

ساده زيستی

در حکومت علوی امام ورهبر جامعه برای اينکه رنج بيشتری نصيب محرومين جامعه نشود از ساده ترين لباسها وکمترين  طعامها بهره مند می شوند بعبارت ديگر کارگزاران نظام علوی

هيچگاه از اموال بيتالمال وحتی اموال خود غذاهای رنگارنگ، کاخ ولباسهای فاخر وارزشمند تهيه نمی کنند بلکه به ساده ترين لباس و غذاها اکتفا می کنند تا مستمندان مشاهده کنندکه رهبران جامعه نيز مانند آنها زندگی می کنند وهمين امر ايشان را دلشاد کند.

ارزشيابی

امام علی (ع) درعهدنامه خود به مالک اشتر وی را به ارزشيابی کارکنان و فرق گذاشتن ميان آنان برمبنای عملکرد شان ترغيب می کند وعواقب ناخوشايد تفكيك قائل نشدن ميان كاركنان خوب و بد را متذكر شده و مي فرمايد مبادا كه نكوكار و بدكار در  نزدت يكسان باشند كه آن رغبت نكوكار را در نيكي كم كند و بدكردار را به بدي وادار نمايد. در نگاه امام برخي از ويژگيهاي نظام مطلوب براي ارزشيابي كاركنان را مي توان اين موارد دانست:

-       ارزشيابي دقيق و عادلانه باشد

-       تلاش و كوشش هر فرد به همان مقدار كه هست محاسبه شود نه كمتر و نه بيشتر

-       سعي و اهتمام افراد به يكديگر نسبت داده نشود

-       ارزشيابي فراگير و شامل همة اعضاي سازمان باشد

-       در ارزشيابي هم نقاط قوت آنان مورد نظر باشد و هم نقاط ضعف، و سرانجام اينكه شخصيت افراد بر ارزشيابي آنها تاثير نگذارد بلكه عملكرد واقعي هر شخص ملاك اصلي ارزشيابي باشد.

از نظر امام زمامداران و مديران شايسته را با عمل به حق، اجراي عدالت و رضايت رعيت مي توان شناخت پس بايد از كارها آن را بيشتر دوست بداري كه نه از حق بگذرد و نه فرو ماند و عدالت را فراگير تر بود و مردمان را دلپذيرتر.

گزينش و انتخاب

اهميت گزينش و نقش ويژة نيروي انساني در سازمان تا آنجاست كه امام علي(ع) شايسته سالاري را به عنوان ركن اساسي و محور اصلي گزينش مطرح كرده و معيار انتخاب افراد را تخصص و تعهد آنان مي داند و از گزينش افراد بر اساس وابستگي هاي خانوادگي، سياسي و جناحي به شدت نهي مي كند. كارگزار بودن در حكومت اسلامي امانتي است كه بايد به اهلش سپرده شود كساني كه شايستگي و توانايي آن كار را داشته باشند. بهترين و شايسته ترين فرد براي احراز مشاغل مختلف از نگاه امام كسي است كه از يكسو تخصص لازم در مورد آن شغل را داشته باشد و از سوي ديگر از ويژگيهاي مثبتي مثل دين داري ، پاكي و صلاحيت خانوادگي، حيا و امانتداري بهره مند باشد. بر اساس توصيه هاي مؤكد امام علي(ع) مديران و مسئولان نظام اسلامي حق ندارند كه مشاغل دولتي را بر اساس وابستگي هاي خانوادگي يا سياسي تقصيم كنند. آنها مجاز نيستند كه امور اجرائي مردم را به كساني واگذار كنند كه اصالت خانوادگي ندارند و از فضائل و كرامتهاي اخلاقي به دوراند همچنين حق ندارند از كساني كه از توانائي ، تخصص ، تقوا و تعهد لازم برخوردار نيستند در كارها و مشاغل مختلف سازمانها و نهادهاي نظام اسلامي بهره گيرند زيرا مديريت و مسئوليت امانت بسيار مهمي است كه بايد به افراد شايسته و متخصص سپرده شود.

حضرت امير(ع) به صراحت مي آموزد كه مبناي انتخاب ، شناخت درست و آزمودن نيروهاست. و تأكيد مي كند كه ملاك و معيار گزينش و انتخاب بايد لياقت و شايستگي باشد، نه روابط، پيوندها و ملاحظات. در منظر ايشان همة اين ناراستيها و تباهيها در يك دولت از گزينش ها و انتخابهاي نادرست و بدور از معيار نشأت مي گيرد. امير مؤمنان در عهدنامة خود به مالك اشتر هر نوع دور شدن از معيارگرايي در گزينش و انتخاب نيروها را طرد مي كند و به وي توصية مؤكد مي نمايد كه در اين امر به خوش گماني و هوشياري خود تكيه نكند و صرفا بر اساس معيارهاي درست عمل نمايد. بدين ترتيب امام(ع) هشت ميزان كلي را ارائه مي كند تا گزينش كارگزاران و كارمندان مورد توجه قرار گيرد.

1-     فرهيختگي

2-     پروا پيشگي

3-     تجربة كاري

4-     با حيائي

5-     پاكي و صلاحيت خانوادگي

6-      سابقة مسلماني و دلبستگي ديني

7-     امانتداري

8-     كارآئي و تأثيرگذاري

سفارش پيوسته مولا علي(ع) به كارگزاران خويش تأكيد بر «شايسته سالاري» در گزينش‏ها است در موارد متعددي از عهدنامه مالك اشتر بر اين امر تأكيد شده است در بخشي از آن آمده است:

«ثم انظر في امور عمّالك فاستعملهم اختبارا و لاتولهم محاباة و اثرة و توفي منهم اهل التجربة والحياء من اهل البيوتات الصالحة والقدم في الاسلام فانّهم اكرم اخلاقا و اصح اعراضا و اقلّ في المطامع اشرافا و ابلغ في عواقب الامور نظرا؛ سپس در امور كارگزاران‏ات بنگر آن‏ها را آزموده به كارگير (واحدي تحت عنوان گزينش داشته باشد تا صلاحيت‏ها را بررسي كند) و محور گزينشت ميل و گرايش شخصي تو نباشد زيرا كه اين دو كانوني از شعبه‏هاي جور و خيانت است و از ميان آن‏ها افرادي كه با تجربه‏تر و پاك‏تر و پيشگام‏تر در اسلامند برگزين، زيرا اخلاق آن‏ها بهتر و خانواده آن‏ها پاك‏تر و هم چنين كم طمع‏تر و در سنجش عواقب امور بيناترند.» نيز در سخني به يكي از كارگزاران خويش فرمود:

«لاتقبلن في استعمال عمّالك و امرائك شفاعة الا شفاعة الكفالة والامانة؛ در به كارگيري كارمندانت كه بايد زير نظر تو كار كنند واسطه و شفاعتي را نپذير مگر شفاعت «كفايت» و امانت را.» و كفايت يعني شايسته سالاري، و خود در گزينش‏ها پيوسته بر اين اصل عنايت داشت. وقتي حضرت مالك اشتر را به استانداري مصر منصوب مي‏كند بر شايستگي‏هاي او تأكيد مي‏كند:
«اما بعد فقد بعثت اليكم عبدا من عبادالله لاينام ايام الخوف ولاينكل عن الاعداء ساعات الروع اشدّ علي الفجار من حريق النّار و هو مالك بن الحارث اخو مذحج...؛ اما بعد يكي از بندگان خداوند را به سوي شما فرستادم كه به هنگام خوف خواب به چشم راه نمي‏دهد در ساعات ترس و وحشت از دشمن هراس ندارد نسبت به بدكاران از شعله آتش سوزنده‏تر است او مالك فرزند حارث از قبيله مذحج است.»

اين اصل آن قدر از نظر مولي مهم بود كه چه بسا شخصي را در آغاز براي مسؤوليتي شايسته مي‏ديد امّا در ادامه با تغيير شرايط، مي‏ديد كه مسؤولي قوي‏تر لازم است بلافاصله جابجايي صورت مي‏داد. لكن همراه با تجليل و تكريم از كارگزاري كه از مسؤوليت كنار گذاشته شده است.

به عنوان نمونه: امام علي(ع) محمد بن ابي‏بكر اين يار وفادارش را به استان‏داري مصر منصوب كرد. پس از مدتي معاويه بر آن شد كه با حمله به مصر آن را از تحت سلطه حكومت مولي جدا كند. بر اين اساس عمروعاص را بر اين مأموريت گماشت تا مصر را اشغال كند، امام ديد براي جلوگيري از اين خطر بايد فرد مقتدري را براي مسؤوليت مصر برگزيند؛ او مالك اشتر بود. براين اساس مسؤوليت مصر را به مالك سپرده و محمد بن ابي بكر را به مدينه فراخواند. گرچه مالك به مصر نرسيده توسط ايادي معاويه به شهادت رسيد، ولي به مولا گزارش رسيد كه «محمد بن ابي بكر» از اين رفتار مولا نسبت به او ناراحت شده است. حضرت نامه‏اي براي او نوشت و او را در جريان اين عزل و نصب قرار داد:

«اما بعد فقد بلغني موجدتك من تسريح الاءشتر الي عملك و اني لم‏افعل ذلك استبطاءا في الجهد و لا ازديادا لك في الجدّ ولو نزعت ما تحت يدك من سلطانك لولّيتك ما هو ايسر عليك مؤونة و اعجب اليك ولاية؛15 اما بعد به من خبر رسيده است كه از فرستادن اَشتر به سوي مسؤوليت مصر ناراحت شده‏اي ولي اين كار را من نه به اين جهت انجام دادم كه تو در تلاش و كوششت كندي ورزيده‏اي و يا براي اين باشد كه جديّت بيش‏تري به خرج دهي، اگر آن چه در اختيارت قرار دادم از تو گرفتم تو را والي جايي قرار دادم كه درد سر كم‏تري داشته و حكومت آن برايت خوشايندتر است.»

اين برخورد مولا گوياي نكات فراواني است كه به سه نكته اشاره مي‏كنم:

1ـ براي مسؤولين حكومت بايد پيوسته «مصلحت نظام» اصل باشد و هرگز نبايد اين اصل فداي برخي از ملاحظات در رابطه با اشخاص شود. افراد هر چه قدر هم كه محترم باشند ولي مصلحت نظام از هر مسأله‏اي مهم‏تر و بالاتر است. در اين زمينه امام راحل گفتار صريح و روشن‏گري دارند:

«طلاب عزيز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه‏ها و راديو و تلويزيون بايد... براي مردم اين قضيه ساده را روشن كنند كه در اسلام مصلحت نظام از مسايلي است كه مقدّم بر همه چيز است و همه بايد تابع آن باشيم...».

«... اين مسأله كه نظام در اهداف خود جدّي است و با هيچ كس شوخي ندارد و در صورت به خطر افتادن ارزش‏هاي اسلامي با هر كس در هر موقعيّت قاطعانه برخورد مي‏نمايد بايد به عنوان يك اصل خدشه ناپذير براي تمامي دست اندركاران و مردم تبليغ گردد...»
2ـ آن كه بايد حريم خدمت‏گزاران حفظ شود و اگر مسؤولي پس از مدّتي خدمت نه به دليل تخلّف بلكه به دلايل ديگر از جمله ناتواني يا ضعف در اداره امور كنار گذاشته شد نبايد حريمش شكسته شود و بركناري‏اش به گونه‏اي باشد كه موجب هتك شود. در اين روش مي‏بينيم مولا علي(ع) از كارگزار بركنار شده تجليل مي‏كند و او را مورد مهر و محبت قرار مي‏دهد.
3ـ آن كه اگر مسؤولي از عهده مسؤوليت سنگيني برنيامد ولي توان اداره مسؤوليت آسان‏تري را داشت بايد از تجربه او استفاده شده و او را بر آن گمارد. نبايد در عزل و نصب‏ها به گونه‏اي عمل شود كه از تجربه مديران استفاده بهينه به عمل نيايد. مديري كه پس از سال‏ها مديريت كسب تجربه كرده و مديريت را آموخته در حقيقت سرمايه يك نظام است اين ظلم بزرگ است كه به بهانه‏اي واهي از مديران لايق استفاده نشده و تجربه فراوان آن‏ها كان‏لم‏يكن تلقّي شود. آري بايد با تخلّف در هر سطحي هرچند در بالاترين مسؤوليت و در مورد باتجربه‏ترين نيز برخورد شود. ولي هرگز نبايد مسائل خطي، جناحي، سليقه‏اي سبب شود كه از تجربه مديران كارآمد استفاده نگردد.

در اين سيره امام بي‏بيم محمد بن ابي بكر را از مسؤوليت زمام‏داري مصر بركنار كرده و او را در مسؤوليتي ديگر به كار مي‏گيرد.

نظارت ، بازرسي و پيگيري

اميرمؤمنان(ع) نظارت بر عملكرد كارگزاران و كارمندان و بازرسي امور و پيگيري كارهاي انجام شده و انجام نشده و مسئوليت خواهي را از مهمترين اموري مي داند كه بايد در جامعة اسلامي به درستي صورت گيرد، تا نظام امور از گردشي سالم و استوار برخوردار گردد و كجيها و ناراستيها به موقع شناخته و اصلاح شود، هر نظام اداري نيازمند نظارت درست و بازرسي و پيگيري مستمر امور و نيز مسئوليت خواهي دقيق است.

درانديشه و سيرة سياسي اميرمؤمنان(ع) زمامداري و نظارت به مفهوم تسلط و خود كامگي نيست بلكه به مفهوم امانتداري و خدمتگذاري است، و زماني اين امر به طور همه جانبه و در تمام مراتب تحقق مي يابدكه بازرسي و نظارتي دقيق وجود داشته باشد. چنين نظارتي مانعي جدي در تعرض به اموال و دارائيها و امكانات و عاملي مهم در حفظ مناسبات درست انساني و رفتاري از سر رفق و مدارا با مردمان و خدمتگذاري به ايشان است، تنها اينگونه كارگزاران اداري وسيلة تحقق اين هدفند. بررسي اجمالي سخنان ايشان و همچنين سيرة عملي آن حضرت در نظارت و كنترل مبين آن است كه نظارت از ديدگاه آن حضرت به دو نوع عمده يعني نظارت علني كه به طور مستقيم يا غير مستقيم مدير و نظارت غير علني مي باشد.

حضرت علي(ع) خود در تمام دوران زمامداري خويش، نظارتي دقيق و پيگيرانه بر اعمال و رفتار و مناسبات و نوع زندگي كارگزارن خود داشت و نسبت به اطلاع از عملكرد كارگزاران و آگاهي از نقاط قوت و ضعف آنها اهتمام خاصي داشت و چشمهايي مخفي بر آنان مي گماشت و كلية رفتار و نوع مديريت ايشان به آن حضرت گزارش مي شد كه به تناسب عملكردشان با آنان برخورد مي شد.

حساب خواهي و حسابرسي

اميرمؤمنان (ع) در پي نظارت و مراقبت بر مديريت كارگزاران خود به عملكرد و رفتار ايشان رسيدگي مي كرد و آنان را حسابرسي مي نمود ايشان در اين مورد دقيق و شديد بود كه پس از نظارت هيچگونه ملاحظه اي روا نمي داشت و كمترين كوتاهي را ماية تباهي ابدي مي دانست و با هر يك به تناسب خدمت و خيانتش برخورد مي كرد.

سعة صدر در حكومت حضرت امير(ع)

در انديشة سياسي علي (ع) بهترين وسيلة ادارة امور داشتن گشادگي سينه و پرظرفيتي و بري بودن از تنگ نظري و كم ظرفيتي است. ايشان كسي را شايستة ادارة امور مردمان مي داند كه به سبب سعة صدر و قوت ناشي از آن به بردباري و حلمي دست يابد كه مالك خود و قواي خود باشد.

اصل عدالت

از مهمترين اصول ادارة امور در انديشه و سيرة سياسي امام اصل عدالت است كه معيار همه چيز است و جز بدان نمي توان به اهداف دولت اسلامي و فراهم كردن زمينة تعالي فرد و جامعه دست يافت. از نظر ايشان معيار بودن عدالت در ادارة مردمان تا بدانجاست كه قوانين بايد تابع عدالت باشد و استحقاقها در همة امور رعايت شود و هر گونه تبعيض از جامع زدوده شود.

در منظر پيشواي عدالتخواهان علي(ع) ارزش عدالت ارزشي محوري و فراگير است و اين ارزش محوري برتر از هر خدمت اجتماعي ديگر است.

اصل برپاداشتن حق در نظام حكومتي امام علي(ع)

پيشواي حق خواهان علي(ع) مي فرمايد: محور قرار دادن حق در ادارة امور تنها به پسنديدن حق نيست، بلكه بايد عملا حق را به پا داشت.

در منظر اميرمؤمنان علي(ع) بهترين خلق و خوي و ويژگي براي زمامداران و كارگزاران، پايبندي به حق و پايداري در آن است كه جز بدان حقوق مردم ادا نشود و اهداف دولت اسلامي تحقق نيابد.

لزوم تقوا براي زمامداران

در انديشة امام علي(ع) آنچه حافظ و نگهدارندة انسان از لغزش و تباهي است، تقواست، كه زمامداران بيش از هرچيز بدان نيازمندند، و تا واجد مرتبه اي بالا از آن نباشند شايستگي مسئوليت و زمامداري و كارگزاري نمي يابند. علي (ع) بيش از هر كس ديگر در تعليمات خود بر تقوا تكيه كرده و آن را كليد راستي و درستي و تنها وسيلة آزادي از قيد هر بندگي و نجات از هر بدبختي معرفي كرده است. اميرمؤمنان(ع) مي آموزد كه در هر انديشه، عمل و مسئوليتي بايد از معيار تقوا ياري گرفت تا سرآمد و موفقيت آن انديشه و عمل و مسئوليت تضمين گردد. كه بر اين امر تأكيد كرد و خطر دور شدن از معيار تقوا و فرو غلطيدن در تباهي و فلاكت را ياد آور شد.

نتيجه گيري

از اين روايت بايد معيار را استنباط كرد كه در تمامي مسايل مربوط به حكومت از صدر كه رهبري امت است تا ذيل و پايين‏ترين مسؤوليت‏ها بايد پيوسته شايستگي محور باشد.

با تأمل در سخنان حضرت در نهج البلاغه مشخص مي شود كه او در انتخاب كارگزاران حكومت دقت لازم را به يكي از عواملي كه مي‏توانست به اهداف حضرت علي (ع) در تحقق جامعه مطلوب خويش كمك نمايد، انتخاب كارگزاران شايسته و صالح بود و همان گونه كه پيشتر اشاره شد، اين امر يكي از اصول مهم مديريت ايشان به شمار مي‏رفت.

 اميد كه روشهاي مديريتي امام علي (ع) در انتخاب افراد شايسته براي پست ها و مقامهاي ادارة امور كشور، نصب العين تمامي كارگزاران نظام اسلامي باشد ان شاء الله.

 

منابع و مآخذ:

1-     خدمتي، ابوطالب، مديريت علوي،  قم: پژوهشكده حوزه و دانشگاه، 1381

2-     دلشاد تهراني، مصطفي، دولت آفتاب: انديشه سياسي و سيرة حكومتي علي (ع)، تهران: دريا، 1379

3-     فصلنامة حكومت اسلامي، شماره 17، 1379

4-     علي محمدزاده، خليل، مرامنامة دولت علوي، تهران: فردوس، 1380

5-     ماهنامة تدبير، شماره 179

مؤلفان: يونس حضرتي، فاطمه الزهرا شفيع پور ساداتي