محمدی را قبول دارم که رسالتش در عاشورا تجلی می یابد.

نبوتی را می پذیرم که پیامش را در عاشورا کمال می بخشد.

قرآنم، قرآنی است که به کربلا وصل می شود.

ابراهیم، ابراهیمی است که به حسین می پیوندد.

و اسماعیلم، اسماعیلی است که به پسر حسین می رسد.

من بی حسین هیچ کسی را و هیچ چیزی را نمی پذیرم،

چون حسین از طواف بیرون می آید و صف حاجیان را می شکافد و به سوی دیگر می شتابد؛

تو چه طوافی می کنی و بر گرد چه می چرخی؟

اگر به راه حسین نمی روی و به کربلا نمی رسی…

بچرخ تا سرگیجه بگیری.